در کابوس زندگانی "آچمز*" گشته ام!
پ.ن۱:من همون دونده ای هستم که یه پام رو بستن به قلاده ی یه سگ!
پ.ن۲:اتفاقات جدید و عجیب....اتفاقات تکراری و عجیب (از این جهت که چندباره تکرار میشن)!
پ.ن۳:چه قدر بده که ارزشت حتی از "حرف" یکی دیگه هم کمتر باشه!
---------------------------------------------------------------------------------------------
* در زبان ترکی "مز" معادل "نشدن" یا "نشدنی" فارسی و "آچ" معادل با بن فعل "باز شدن/کردن" میباشد. بنابراین واژه ی "آچمز" به معنای "باز نشدنی" میباشد که در فارسی روان محاوره به صورت "گیر کرده" و در مواردی "قفل کرده" معنی میشود و در اینجا مقصود حالتی از کابوس است که آدمی قدرت فریاد و حرکت را از دست میدهد.
+ نوشته شده توسط پریا در جمعه 2 اسفند1387 و ساعت
16:52 |
