تبليغاتX
ذهنتو گرم کن .... -
اینجا کجاست؟! من کجای این توپ سبز رنگ لعنتی قرار گرفتم؟! کجای این پهنه ی سیاه؟! برای چی اومدم؟! آیا واقعا کاری دارم؟! نه نه نه! قبول ندارم که خدا منو برای امتحان و آزمایش فرستاده....که چی بشه؟! من بد باشم یا خوب چه تاثیری روی اون داره؟! برای اونی که میدونه من چیم چه تفاوتی داره؟! نه نه نه! قبول ندارم که از بدو خلقت اینجوری آفریده شدم....خداوند در آفرینش مهارت خاصی داره....امکان نداره کار ضعیف بده بیرون. پس بقیه ی وجود من کجاست؟! تو بهشت پیش خدا؟! نه نه نه! قبول ندارم که خدای منصفم با دو نیمه ی یکی از آفریده هاش اینجوری ناعادلانه برخورد کنه. پس چی شده؟! چه اتفاقی داره می افته که من ازش بی خبرم؟! هی....با تو ام....تویی که من الان زیر نظرتم....داری میخونی دیگه؟! کی هستی؟! اسمت" خدا"ست؟! یا فقط  "خدای پریا"؟! هه...چه تفاوتی داره؟! هرکی هستی دوست دارم....خیلی زیاد!

پ.ن۱) بالاخره این دو قطره اشک تقس هم دراومد...چه قدر خوب!

پ.ن۲) همیشه از سفر خانواده ام میترسیدم....هیچ تغییری نکردم....چه قدر بهشون وابسته ام!!!

پ.ن۳) همیشه از این که زیر نظر کسی باشم میترسیدم چون ممکن بود مشتم پیشش باز بشه. ولی الان آرومم چون خیلی وقته که هیچ کار خلاف قانونی که بهم تحمیل شده انجام ندادم!

پ.ن۴) چه طور میشه خواب رو از لحظه های زندگی حذف کرد در صورتی که غیر قابل دسترس ترین احساسات با بسته شدن پلک ها تجربه میشه؟!

پ.ن۵) به رهایی که فکر میکنم خشمم به بند فروکش میکنه!

+ نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 21:43 |


Powered By
BLOGFA.COM