دلم واسه تنهایی هام تنگ شده....حتی الان که تنهای تنهام!!!
پ.ن۱:علاوه بر خودشون منو هم بردن....حرفی هم نیست!
پ.ن۲:دیگه چه اشکی؟ چه کشکی؟!
پ.ن۳:ذهنم شکست!!!
پ.ن۴:چیزی که نیست دیگه چه لزومی روی وجودش پا برجاست؟! بودن یا نبودن....این فقط یه تضاد کودکانه ست!!!
پ.ن۵:ترس + بلندپروازی = دروغ!!!
پ.ن۶:دو تا خراش دیگه هم اضافه شد....هنوز تازه ست....میسوزه!
پ.ن۷:منتظر چیم؟!
+ نوشته شده توسط پریا در جمعه 19 تیر1388 و ساعت
11:2 |
