این خدا هم موجود عجیب غریبیه....یه اتفاق بد رو طوری میندازه که خوشحال بشی.یا میزاره وقتی کاملا نا امید شدی جوابتو میده که بهت نشون بده چه قدر احمقی.
یادمه روز ۱۹/۲/۸۶ که چهارشنبه میشد یادداشتی واسه خودم نوشتم که امروز بهش یه قدم نزدیکتر شدم در صورتی که نوشتن اون یادداشت اونروز برام حکم پرسه زدن تو خیالات رو داشت.
دیروز تو اوج جنون به سر میبردم امروز هم همینطور.بنا به گفته ی ... من از دیروز تاحالا هیچ کاری نکردم چون جا به جاییم ۰ بوده.ولی من کلی چرت و پرت خوندم که فردا امتحانشو دارم.به این میگن اراجیف!!!
پ.ن:ژاپنی ها هم بد نمیگنا!!!
+ نوشته شده توسط پریا در دوشنبه 3 دی1386 و ساعت
22:19 |
