سلام من باز اومدم خیلی وقت بود میخواستم بیام ولی واقعیتش هیچی واسه نوشتن به ذهنم نمیرسید.ولی الان اومدم چون دوباره حس بدی پیدا کردم .
امروز یعنی ۱ ساعت پیش جواب المپیادا اومد.خدا رو شکر قبول شدم.ولی نمیدونم چرا اصلا خوشحال نشدم.حتی از اینکه دوستم قبول نشد هم ناراحت نشدم.حتی از اینکه یکی دیگه از دوستام قبول شد هم خوشحال نشدم.حتی حس میکنم هیچ کس دیگه ای هم خوشحال نیست.آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟در صورتی که میدونم اگه یه هفته پیش جوابا میومد از خوشحالی میترکیدم.من یه توجیح ابلهانه واسه خنثی بودنم پیدا کردم(مربوط به زاویه انحراف یه چیزی میشه!؟).ولی بیش از حد معمول خودم ابلهانه ست.ولی از یه طرف یه حس خیلی خوب داشتم که خیلی زودگذر بود.ولی خوب بود اونم رو کم کنی یه خائن بود.
اوکی(:دی)فکر میکنم مقدمه خوبی واسه بقیه آپ هام باشه (چون بعد از یه مدت طولانی حس نوشتن رو نداری)
+ نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه 24 اسفند1385 و ساعت
21:47 |

