یه وقتایی هست میخوای یه کار اشتباه بکنی هر کاری میکنی نمیشه.اولش از اینکه به هدفت نرسیدی .و به قول خودمون قیف شدی ناراحت میشی کلی خودتو سرزنش میکنی ولی حالت که خوب شد خیلی لذت میبری که یکی اینقدر هواتو داره که نمیذاره دست از پا خطا کنی.این خیلی جالبه.اینم یه ذره جالبه که بخوای اشتباهتو جبران کنی.فکرای عجیب غریب به ذهنت میرسه.ولی هیچکدومو نمیتونی عملی کنی چون حالت خوب شده.اینم یکی دیگه از صفات منه.اگه حالم بد باشه خیلی کارا میتونم انجام بدم.حتی پادشاهی خود.ولی اگه حالم خوب باشه فقط میتونم کارای روزمره انجام بدم.
پ.ن۱:خیلی خوبه که آدم ندونه چیکار باید بکنه بعد کار خوبه رو انجام بده.
پ.ن۲:من یه گانگستر حرفه ای هستم.باور کنید.
پ.ن۳:جدیدا دارم یه کارایی میکنم که ارثیه.(بسه دیگه وراثت هم حدی داره)![]()
+ نوشته شده توسط پریا در پنجشنبه 18 آبان1385 و ساعت
19:25 |
