بازم این صدای تکراری....صدای زنگ مدرسه....جیغ گوشخراش ناظم....هجوم به سمت بوفه ی بهداشتی...."کیک....بیسکوییت....شیر....موز"....توی کیفم هیچی نیست....یه تخته شاسی با چند تا برگه توش...متنفرم از دفتر پاپکو که لطف مدرسه رو از بین برده....من دفتر فانتزی می خوام از اون برجسته ها....از خودکار متنفرم...مگه مدادسیاه چشه؟
زیییییییییییییییییینگ
زنگ کلاس خورد....عاشق اون معلمیم که زنگ تفریح به سوالای بچه ها جواب میده....آخه تا چاییشو بخوره بیاد سر کلاس چند دقیقه بیشتر طول میکشه....از میز و نیمکت متنفرم....دوست دارم روی نیمکت بشینم نه پشتش....اگه یه روز یه معلمی مریض باشه نیاد سر کلاس انقدر دعا به جونش می کنم که.....خوب میشه فرداش میاد.....چرا دعا فقط آدمارو خوب می کنه؟
تیک تیک تیک تیک
زییییییییییییییییییینگ
زنگ خونه خورد....متنفرم از اون معلمای وظیفه شناسی که با صدای زنگ گچ و پرت نمیکنن و جلوتر از بچه ها نمی پرن بیرون از کلاس.....عاشق اون معلم دزدیم که ۵ دقیقه ی آخر کلاس رو استراحت میده....دیگه از زنگ خونه هم خوشحال نمیشم.....دیگه نمیتونم بُدُوم خونه که کارتون ببینم....تو اتاقم میز تحریر انتظارمو میکشه....با برگه های کپی شده ی طرح درس دبیرا که چسبیده به دیوار....دیگه دفترچه یادداشت ندارم توش مشقامو نوشته باشم....
زییییییییییییییییییینگ
این صدای زنگ ساعته.....دیگه نمیتونم تا لحظه ی آخر قبل از اینکه زنگ مدرسه بخوره بخوابم....باید ۲ ساعت زودتر بیدار شم درس بخونم.....از رنگ ماژیک علامت زن متنفرم دیگه مثل قبلا ها وقتی ۲۰ میگیرم مامانم با اون ماژیکا زیرشو امضا نمیکنه....رنگ ماژیک یعنی.....مهمه....نکته کنکوری....تو امتحان میاد....بخونش....
وقتی وارد مدرسه میشم دنبال دوستام نمیگردم.....اولین کاری که میکنم دنبال ماشین اون معلمی میگردم که زنگ اول باهاش کلاس داریم.....نیومده؟ایول نیومده.....بووووووووووووووووق .....بچه برو کنار بذار پارک کنم.....نفرین بر دهانی که چشم میزند.....اومد.....
زییییییییییییییییییینگ
چه صدای گوش خراشی.....
